این پیام فقط جهت زدن حاضری در دفتر رفاقت بود تا بدونی بیادتم .
وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنند ، اما گفتند اجازه ی صاحبش لازمه ، اجازه میدی ؟
ناز آن چشمی که سویش مال ماست / ناز آن زلفی که تارش مال ماست / ناز آن چوپان که سازش مال ماست / ناز آن دوستی که قلبش یاد ماست .
از سکوت پرسیدم برای دوستم چه بنویسم ، گفت بنویس ما را چون روزگار فراموش مکن .
دلم دل نیست ، دریا نیست ، مرداب است که موجی هم سراغش را نمی گیرد ، نه میل زیستن دارد نه می میرد .
سپیده سر زد و مرغ سحر خواند / سپهر تیره ، دامان زر افشاند / شبی گفتی به آغوش تو آیم / چه شبها رفت و آغوشم تهی ماند .
فرهادم و سوز عشق شیرین دارم / امید لقاء یار دیرین دارم / طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم / یادش همه شب در دل غمگین دارم .
آنقدر آرزوهایم را به قبر بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست !
وقتی قلبت کوه آتشفشان است ، چگونه انتظار داری در دستانت گل بروید ؟
کهنه فروش تو کوچمون داد میزد کهنه می خریم، وسایل شکسته و پاره و پوره می خریم، بی اختیار فریاد زدم قلب شکستم می خری؟ گفت که اگه ارزشی داشت، کسی اونو نمی شکست..
آغاز سفر عشق این است: "کنار گذاشتن من و هیچ شدن". از این هیچ است که همه چیز زاده می شود.
من شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند، شب های بلندم را با یاد تو خواهم ماند، من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت، آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت..
در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما، همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها..
خیلی ها نفرین می کنن، تلافی می کنن.. اما نه.. نفرین من: الهی اونی که دوسش داری تنهات نذاره.. تلافی من: میرم تا به اون برسی، سر راهت نباشم.. راستی، قدر من دوستت داره؟!..
عشق هیچ مرگی نمی شناسد، عشق بر مرگ غلبه می کند. عشق مرزهای زمان را فتح می کند.
هر آنچه طی سالیان ساخته ای ممکن است فردی در یک لحظه ویران کند، باری تو همواره در حال ساختن باش. اگر این گونه کنی به زودی قصری از عشق بنا می کنی که احدی توان ویران کردن آن را ندارد..
وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی!..
عاشقی مقدور هر عیاش نیست، غم کشیدن کار هر نقاش نیست..
یه بار دیگه بگو آره ، نگو سخته چه دشواره، به پای قلب سرد تو، شدم مجنون و آواره..
گاهی خیال می کنم از من بریده ای، بهتر زمن برای دلت برگزیده ای، از من عبور می کنی و دم نمی زنی، تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای..
در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش "علف هرز" و "گل سرخ" یکیست..
تا قاف ترین قله ی هستی، سیمرغ ترین همسفرم باش، من مرغ اسیر دل دریاچه ی نورم، تا پر بکشم سوی خدا بال و پرم باش.
در این بازار دنبال چه می گردی؟ نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی، اگر خواهی نجات از دام این دوران، برو بگذر از این بازار، از این مستی و طنازی..
یه شب خوب تو آسمون، یه ستاره چشمک زنون، خندید و گفت: کنارتم، تا آخرش تا پای جون، ستاره ی قشنگی بود، آروم و ناز و مهربون، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون، اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون، ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون، حالا شبا به یاد اون، زل می زنم به آسمون، دلم می خواد داد بزنم این بود قول و قرارمون، تو رفتی و از خودتم، نذاشتی حتی یه نشون..
پروردگارا! به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند، گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غمم را نخوردند، لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند، محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند، عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند.
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی، می رسد روزی که تنها در کنار عکس من، نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی.
همیشه ابرا می بارن اما همه عاشق ستاره ها میشن، مواظب باش چشمک ستاره، گریه ی ابرو از یادت نبره..
امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم، خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم، بدرقه لازم ندارم، خودم میرم عزیزترین، نذار بمونه زیر پا ، قلبمو بردار از زمین، دوستت دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود، غافل از این که قلب من منتظر اشاره بود..
به یادت هستم بی هیچ بهانه ای، شاید دوست داشتن همین باشد.
اگه کسی تو چشات نگاه کرد و قلبت لرزید عجله نکن، چون ممکنه یه روز کاری با قلبت بکنه که چشات بلرزن..
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست، گفتمش پایان آن را هم بگو، گفت پایانش همه سرکندگیست، گفتمش درمان دردم را بگو؟ گفت درمانی ندارد بی دواست، گفتمش یک اندکی تسکین آن، گفت تسکینی ندارد ماندنیست..
وقتی تو از عشق بی بهره هستی، از دیگری می خواهی که آن را به تو بدهد، در واقع تو گدایی می کنی. دیگری نیز متقابلا از تو عشق می طلبد. حال دو گدا دست هایشان را بر روی یکدیگر گشوده اند، تصور کن!
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم، با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد، کی به انداختن سنگ پیاپی در آب، ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟!..
چی بگم اگه تو بودی گریه ها منو نمی برد، زندگی منو می فهمید، رویاهام به هم نمی خورد..
یک همیشه یکه! شاید در تمام عمرش نتونه بیش از یک عدد باشه. اما بعضی وقتا همین یک میتونه خیلی باشه:
نفسم می گیرد، در هوایی که نفس های تو نیست..
تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی، همتی کن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است..
در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم، شاید این است دلیل تنهایی مان.. (زنده یاد دکتر علی شریعتی)
برو پایین خیلی با حاله.
.
.
.
.
.
.
.
.
با حال با حال با حال با حال با حال با حال با حال با حال با حال باحال با حال با حال
داری از چشم هام میوفتی
.
.
.
.
.
امان از دست این عینک لعنتی
از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست
بچه تو هنوز شیر باید بخوری
انواع چیپس:
ساده مثل دلت
نمکی مثل حرفات
سرکه ای مثل اشکات
فلفلی مثل چشمات
گوجه ای مثل لبات
غبار از چهره ی نازت بگیرم
یك شب من پرده از رازت بگیرم
تو در چشمان من یك سیب سرخی
خدا قسمت كند گازت بگیرم
یه کارت شارژ ۱۰ هزار تومنی ایرانسل پیدا شده,
با دادن کد ۱۲ رقمی, کارت را تحویل بگیرید
یارو رو می خواستن اعدام کنن میگن اخرین حرفت بزن
میگه لعنت بر جد و اباد کسی که بزنه زیر 4پایه
نترس...
اینا چون خوشگلی مثل تو ندیدن اینطوری نگاه می کنن
اگه عاشق شدی و می خوای به عشقت برسی به توصیه ی زیر توجه كن
.
.
.
.
.
.
ای شیطون ، مچتو گرفتم
حالا تعریف كن طرف كیه ؟!!
تو کی هستی که همه فکر و خیالم شده تو
/ تو شدی زندگی من ، همه یادم شده تو /
یاد تو در خاطراتم وقتی پیدا می شود
/ می رود دنیا ز یادم چون که یادم شده تو .
دستم از دستت جداست / این تمام ماجراست
/ دلخوشم شاید بیایی / فردا هم روز خداست .
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان /
باید از جان بگذرد هرکه شود عاشقشان /
روز اول که سرشتند ز خاکی گلشان /
سنگی اندر گلشان بود ، همان شد دلشان .
زندگی را از درختان آموختم ، شکست را پذیرفتم و دوباره جوانه زدم .
ساحل دلت را به خدا بسپار ، خودش قشنگ ترین قایق را برایت می فرستد .
قاصدک ! شعر مرا از بر کن ، برو آن گوشه ی باغ ،
سمت آن نرگس مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن ، یک نفر یاد تو را دمی از دل نبرد .
هر روز برایت رویایی باشد در دست ، نه دور دست ،عشقی باشد در دل ، نه در سر ، و دلیلی باشد برای زندگی نه برای روز مره گی .
یادت باشه زیر گند کبود / تو بودی و من و کلی آدمای حسود / تقصیر همون حسوداست که حالا /هستی ما شده یکی بود یکی نبود .
دوستی مثل درخته ، اینکه چقدر میتونه بلند بشه مهم نیست ،
اینکه چقدر ریشه اش میتونه عمیق بشه مهمه .